سال نو مبارک

88 سال خوبی نبود. اما توی این سال فهمیدیم که چطور قوی باشیم. چطور صبور باشیم. و این تجربه ی خوبی است برای همه ی ما... اگر فراموشش نکنیم. اگر با نق زدن ها به باد نسپاریمش. حفظش کنیم. تازه ی تازه. تک تک لحظه هاش را...

سال 89 مبارک

ذوب شده

 ذوب شده ی عباس معروفی خیلی از سمفونی مردگان عقب تر است. کتاب های بعدیش هم هیچکدام به سمفونی نرسیدند. چرا؟

ذوب شده یک سری اشکالات اصلی دارد. مثلا ادم هاش همه تیپند. نه شخصیت. که البته به عمد است. اما دوره ی اینجور ادبیات دیگر تمام شده. یا نماد های گلدرشتی دارد که بد توی ذوق می زند. البته همین ها به شکلی ملایم تر در سمفونی مردگان هم تکرار شده ( نماد های گلدرشت + تیپ سازی های تکراری ) اما ساختار و زبان این رمان بقدری خوب و محکم از آب در آمده که این عیب ها را تا حدی گم می کند.

این روز های

۱- برف و سمفونی ابری پیمان اسماعیلی را زیر و رو می کنم. جغرافیا و تصاویر بکر و ایده های تازه ای دارند. شخصیت ها اغلب خوب از آب در آمده اند. البته دیالوگ ها کمکی به ساخت شخصیت ها نمی کنند متاسفانه. بیشتر داستان ها شروع پر از تعلیق و پایان تکان دهنده ای دارند. زاویه دید همه ی داستان ها می تواند کلاس درس باشد. مهمترین مشکلش به نظر من همان حرف امیرحسین یزدان بد است.
می شود سبک او را رئالیسم وهمناک نامید. چیزی تو مایه های ساعدی. ( به جز دو سه مورد که رئالیسم جادویی می شوند). 

۲- شب مورد نظر از بهترین داستان هایست که تا این لحظه خوانده ام. از هر نظر بی نظیر است. حرف حسابش من را یک سالی معطل خودش خواهد کرد.بی شک.

۳- فیلم های این روز ها مزخرفند. ضدمسیح فاجعه است. آواتار بدتر از آن. فیلم گای ریچی چیز تازه ای ندارد. بیم و امیدم به آلیس تیم برتون است. و البته حرامزاده های بی آبرو که انصافا فیلم خوبیست

۴- من با نیم فاصله تو  بلاگفا مشکل دارم.یکی راهنماییم کند لطفن.